فیلم پارکوی شاید اولین فیلم نوآر سینمای ایران است؛ تاآنجا که من میدانم. جیرانی سعی کرده با بهرهگیری از روانشناسی فیلمی ترسناک و دلهرهآور بسازد. پارکوی چندان در ترساندن مخاطب موفق نیست که من به پای بیتجربهگی سینمای ایران در این ژانر، میگذارماش. اما؛ بگمانام به بهترین نحوی از روانشناسی بهره برده است. کوهیار کودکی نکرده است. مدام کارهای بچهگانه میکند و به فکر بازی است. این را میتوان از دویدنهاش و ۱…۲…۳ شمردنهاش فهمید. بیشتر به دنبال همبازی میگردد؛ تا عشق. به همین دلیل میخواهد هر چه سریعتر با رها ازدواج کند و زمانی که رها تمرین تئاتر میکند به صدرا حسادت میکند. کوهیار صدرا را رقیب عشقیاش نمیبیند، صدرا در نظر کوهیار میخواهد همبازی را از چنگ او درآورد. تنها همبازی کوهیار را. بواقع کوهیار عشق را هم نمیشناسد، سعی میکند عشق را در فیلم قصهی عشق پیدا کند. حتی دیالوگ فیلم را تکرار میکند:”عشق اونه که هرگز نگه متاسفم ” کوهیار دلبستگی – Attachment - کاملی هم به مادرش ندارد. او را میکشد و هیچگاه او را مادر خطاب نمیکند. فیلم شاید بخاطر محدودیتهای سینمای ایران به رابطهی ادیپی مادر و پسر نمیپردازد. اما؛ عقدهی ادیپ را باید در نظر گرفت. خصوصا که فلور – مادر کوهیار – در جلوی چشم کوهیار با مردهای مختلفی رابطه داشته. فیلم البته همانطور که در ابتدا گفتم چندان به هدفاش که تعلیق و دلهره است نمیرسد. فیلم حتی نمیتواند یک کپی قابلقبول از نمونههای خارجیاش همچون Shining یا Psycho باشد. برخی وقایع فیلم بشدت سادهانگارانه است و برخی دیگر بیدلیل. برای مثال روانشناس بودن سیمین هیچ تاثیری در روند داستان ندارد و یا رها و کوهیار خیلی راحت به خانهشان برمیگردند که مثلا در آن قتل اتفاق افتاده و باید پلمپ شده باشد و کسی به آن وارد نشود.بطور کلی دیدن فیلم خالی از لطف نیست و ارزش دیده شدن را دارد. اما نباید از آن انتظار داشت که خیلی مخاطب را درگیر کند.
هوم!اگه کلا سینمایی بنویسی که من یکی همیشه باهاتم!
…
هدفام این نیست اما تا ببینیم چی پیش میاد
راستی!مبارکه!
…
راستی! ممنون
motoassefane man parkwayo nadidam!!
…
ببینی بد نیست ارزش دیدن داره
بار ها گفته ام و بار دگر میگویم: من مارمولک رو هم ندیدم!! یه ماه هم سی دی اخراجی ها رو میز کامپیوترم بود ولی ندیدم!! کلاً در عرصۀ سینما یک هویج به تمام معنام. ولی در کل تحلیلت خیلی جالب بود. حداقل باعث شد تا علاقمند شم که پارک وی رو ببینم. آخه یادمه وختی تو جشنواره اکران شد، خیلی ازش انتقاد کردن. گزارشگر رادیو هی تأکید میکرد که این فیلم باید ترسناک باشه و بعدشم صدای خندۀ تماشاچی های سالن سینما رو پخش می کرد. کلاً خیلی جیرانی بدبخت رو مسخره کردن. ولی خوب این پست تو یه زاویه دید جدید هم از دید روانشناسی به نقد داده که خیلی خوبه.
راستی! رابطۀ ادیپی یعنی چی؟!
در ضمن ! فونت کتمنتا چرا انقده ریزه؟!
راستی! مبارک باشه!
…
قصدم دقیقا دفاع از جیرانی بود؛البته تا اونجا که راه داره
رابطهی ادیپی هم رابطهایه که طی اون مادر تبدیل میشه به موضوع عشق کودک و کودک روی مادر سرمایهگذاری لیبیدویی – انرژی روانی – میکنه
برا فونت کامنتها هم باید یه فکری بکنم
ممنون از تبریکت
امير جونم؛
1.نثرت خوبه،ولي بايد بهتر بشه يوخده؛زبان نقد، زبان خاصيه؛
2.سعي كن درباره مطالب روز بنويسي؛خيلي وقته كه از اكران «پارك وي»گذشته؛
3. شماره جديد مجلهي «فيلم» رو بخر،دربارهي سينما و روان شناسيه؛
4.معلومه كه استعداد نقادي داري؛ يه كمي كتاب هاي آموزش نقد بخون، ساختارها دستت بياد؛
5. اگه داستان و شعر هم بنويسي، مي خونيمها!
قربونت برم …
(گل)
…
مهران جان ممنونم ازت…چشم به توصیههات حتما عمل میکنم
1.مبارکه.
2.کمن کسایی که بتونن از دید روانشناسی به فیلم نگاه کنن. یا بهتر بگم، نمیتونن.
3.دید انتقادیت رو پرورش بده،بد جور استعدادشو داری.
4.هر روز بهتر از دیروز باشی…
4/1.منتظر عکس هات هم هستیما…
…
4/32. بله…چشم…عکس هم میاد
fi v,c ;k nd’i
ترجمه: به روز کن دیگه!
…
fhai ]al !
ترجمه: باشه چشم!
خشونه
……………….
چیه؟
يعني اينکه خيلي خوشم آمده است پس خشونه
……………………………………
برادر من فارسی بگو خوب. خوشحالم که خشونه!
علی شریعتی