راه سپردن
یخلا
در جستجوی چیزی
که در ذهن نداری
دیدن شاخه گلی
میچینیاش
میگویدت:
آیا باید پژمرده شوم؟
تکمیلی: شاعر من نیستم! من این شعر رو تو کتاب بودن یا داشتن دیدم با کمی تغییر اینجا آوردم.
اول بگو “یخلا” یعنی چی تا بعد نظرم رو بگم!
…
تنها = یخلا
هدف پژمرده شدن نیست! در واقع اون لَشی که نمی دونه دنبال چیه و هدف نداره، اصلاً براش پژمرده شدن یا نشدن چیزی مهم نیس! این فقط نظر منه البته…
راستی! به نظرم کلمۀ “تنها” خیلی از “یخلا” قشنگتره.
…
اون میدونه دنبال چیه! دنبال زیبایی گله. اما حظ بردنش از زیبایی گل باعث نابودی گل میشه
!!
جوابت با بلاگت در تناقضه! مگه نمیگی در جستوجوی چیزیه که در ذهن نداره؟! بعد یهو گل رو میبینه و فرتی میکندش؟ اگه از اول هدفش گل بود، و با برنامه ریزی جلو اومده بود و در یک کلام گلشناس بود، همچین کاری نمیکرد.
امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم! بعید میدونم!
…
من همه چیز رو از اول شرح میدم:
یکی در حال پرسه زدنه و هدفی هم برای کارش نداره، دنبال چیز خاصی نیست. یه گل میبینه و میکندش فقط برای اینکه زیباست و نه چیز دیگهای. اما این کارش گل رو پژمرده میکنه.
این آدم اینقدر خودخواه بوده که برای لذت خودش گل رو پژمرده کرده. تو بخون سرمایهدار بوده. من این شعر رو خودم نگفتم. باید ذکر میکردم که نکردم!!
البته در نظام نشانهها که زبان هم جز اون به حساب میاد. نشانهها ـ دال ـ ما را دقیقا به مفهوم ـ مدلول ـ راهنمایی نمیکنند و با هم فاصله دارند. این رو تو وبلاگ ۳۶۰ ام هم گفته بودم. سخن پست مدرن و اینا یادته؟ بحث همین بود دیگه؟ بنابراین دلیلی نداره برداشت من و تو از شعر یا هر نشانهی دیگهای یکسان باشه و دریافتها متفاوته. بنابراین نظر مؤلف یا نویسنده یا خالق هیچ برتری به نظر مخاطب نداره. هر چیزی که برداشت میکنی همون درسته.
I have my way,You have your way, As for the right way, the correct way and only way, it does not exist.