خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسامبر, 2007

اتوبوس شب بهانه‌ای شد که از جلوه‌ی بصری بگویم. از این که اصلا در سینما باید روایت را فدای جلوه‌ی بصری کرد؛ نظر شخصی است. وجه تمایز سینما و داستان ـ کوتاه یا بلند ـ چیست؟
جلوه‌های ویژه منظورم نیست‌ها! ذهن‌ات سراغ اسپیلبرگ و لوکاس هم نرود.
من برتون را اینگونه یافته‌ام: روی پرده نقاشی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

زارت

هر جا که باشد حضورش را اعلام می‌کند؛ زارت! مهم نیست که تنها باشد یا در جمع، وجودش را اعلام می‌کند؛ زارت! مخفی‌کاری سرش نمی‌شود، بی‌پروا است؛ زارت! جلوش را بگیری، زندگی‌ت را جهنم می‌کند. یک‌ریز خودش را به در و دیوار می‌کوبد. آزاده است؛ زارت! دادنی‌ست. اگر بدهی‌ش، می‌گویند: «چیزی در دل‌اش نیست». اضطراب [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقا ما می‌خواستیم به حشمت یاد بدهیم که پدال را فشار دهد و غذا بگیرد، خرافاتی‌اش کردیم.
قضیه از آنجا شروع شد که دکتر حاتمی برای درس یادگیری تکلیف تعیین کرد و قرار شد بوسیله‌ی شرطی‌سازی به حیوانی، چیز یاد بدهیم. موضوع یادگیری هم آزاد بود. یک گروه تلاش کرد که به گربه معلق زدن یاد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نابودش نکنید!

من به مردم فرانسه، خفن حسادت می‌کنم‌ها! زبان‌شان را دوست دارند، همان‌طور که فرهنگ‌شان، تاریخ‌شان، رسوم‌شان را. انگلیسی باشان حرف بزنی، در بهترین حالت جواب‌ات نمی‌دهند؛ اگر فحش‌ات ندهند. حتی؛ به‌ت نمی‌گویند فرانسوی صحبت کن. انگار می‌کنند که اصلا چیزی نگفته‌ای. انگلیسی درخواست تحصیل در دانشگاه‌شان بدهی، اگر ردش نکنند، هزینه‌‌ی چند برابر ازت می‌گیرند. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

این نقطه‌ی قرمز منم!

این نمودار جهت‌گیری اجتماعی ـ اقتصادی است که پایگاه PoliticalCompass، پس از پاسخ به چند سؤال تستی برای شما صادر می‌کند.
مقایسه کنید!

فکر می‌کنم درصد خطا بسیار بالا باشد. اما؛ باز هم برای‌ام جالب است که اندکی چپ‌گرا هستم. خودم نمی‌دانستم!

نوشته را کامل بخوانید »