«وقتی پسری کوچک بودم، یک قایق کوچولوی حلبی داشتم( آنوقتها پلاستیک نبود ) که موتور کوکی کوچکی داشت. وقتهایی که به حمام میرفتم با آن قایق حلبی بازی میکردم. یک روز سوراخی کوچک در بدنهی قایق پیدا شد، آن را پر از آب کرد و قایق غرق شد. تا چندین هفته بعد از این قضیه وقتی در وان حمام دراز میکشیدم، دلواپس این بودم که نکند پوست من هم مثل بدنهی قایق سوراخ شود. مطمئن بودم که بدنم پر از آب میشود و من غرق میشوم یا میمیرم. ولی این اتفاق هیچوقت نیفتاد و من از نفوذناپذیری پوستی که تمام بدنم را پوشانده بود در شگفت بودم.»[1]
من داستان خواندن را با داروی معجزهگر شروع کردم. در واقع رولد دال بود که من را به داستان علاقهمند کرد. متشکرم آقای دال!
[1] سال من / رولد دال Roald Dahl؛ ترجمهی میرعلی غروی. تهران: نشر مرکز، کتاب مریم، ۱۳۸۳.
آره منم! یادمه اون موقع کریمی کک رولد دال و کوئلیو رو انداخ به جون بچه ها!
غیر از غول بزرگ مهربان با بقیه کتاباش هنوزم حال می کنم!
……………………………………………………………………..
یک تشکر برای رولد دال و یک فحش مادر برای کوییلو!
بتركي امير!
1. من كي گفتم علامهي دهرم؟
2.اگه يك بار با دقت داستان رو بخوني حرفاتو پس مي گيري
3. اگه ميگي راوي داستان منم (يعني مهران موسوي) پس بايد بدوني من تو اون موقعيت ارشاد نميشم
4. حالا كه داستان رو يه بار ديگه خوندم ديدم نشانههايي هست كه ميگه جوانك ارشاد نميشه؛ به وضوح!
5.حقا كه سوسياليستها، دموكراسي مموكراسي سرشون نميشه!!
6. يادمه يه زماني تو (و اون روزبه نفرين شده) ميگفتين من روشنفكرنمام؛ هنوزم ميگين؟!
7. (گل) دوستت دارم.
…………………………………………..
من به اون اول شخصه گفتم علامهی دهر و اینا. بعدم من نفهمیدم تو نویسندهای، راوی، چی بالاخره؟ مگه نمیگی یک وضعیت پیچیده رو نشون دادی و قصد القا کردن حرف خاصی رو نداری؟ پس نشون بده و به تاویل مخاطب هم کار نداشته باش. بعدم من کی دموکراسی رو زیر پا گذاشتم؟ اون خانوم به من گفت کج فهم. من هم بهش گفتم خودتی. عین حرفاشو بهش برگردوندم. دموکراسی این نیست که هر کی هر چی گفت من بگم باشه. منم حرف خودم رو میزنم. هنوزم میگم روشنفکرنمایی، چون هیچوقت تعصبات رو بیخیال نمیشی.
خیلی دوستات دارم
منم تقريبا همهي كتاباشو خوندم. يادمه سال دوم كه بودم آخرين كتابشو كه نخونده بودم با هم خريديم از نمايشگاه كتاب. واقعا كه يكي از فوقالعادهترين نويسندگان كودك نوجوانه، البته بعد از جان كريستوفر كه عشق نوجواني من بود! كسايي هم كه ديگه كسر شان ميدونند برن كتاب كودك نوجوان بخونند ميتونن برن كتاب “سفر تك نفره” يا “پسر” دال رو بخونن. البته شايد كتابهاي ديگهاي هم داشته باشه كه ترجمه نشده يا من نديدم، اما هر چي از دال ديدم خوندم!
……………………………………………………………………..
آره کاملا همینطوره. جدا تخیل نابی داره این رولد دال.
خیلی خوشحال شدم، صدات رو نشنیدم. :دی دقیقا یک سال پیش بود رفتیم شمال. نبود؟ چه خوش گذشت. بازم بریم؟
Hi man asheghe roald dahl am !!!