این فرهود آذرسینا هم خوب سوژهای شد برای اهالی وبلاگستان انگار. ۵ روز از ماجرا میگذرد، هنوز اینور آنور، صحبت از ممه و بوسه و آسانسور است. این وسط ها عدهای هم گویا پارانویاشان گل کرد و سریع به خودشان گرفتند و بیناموسی فرهودخان را قیاس از بیآبرویی خودشان!
دوست عزیز! مگر در تمام دنیا منحرف جنسی نیست؟ چه ربطی به ایرانی جماعت دارد؟ گیرم که یک کسی، ممه که میبیند، عنان اختیار از کف میدهد، چه دخلی دارد به ایرانی بودن؟ آمار انحرافات جنسی در ممالک غربی و شرقی، آنقدر خوف(!) هست که تحلیل:« جلوی هر چی رو بگیری، بدتر میشه » نمره نیاورد! در برخی از همین ممالک به اصطلاح پیشرفته و مترقی، انحراف مسلم همجنسگرایی ــ با انرژی هستهای اشتباه نشود ــ خیلی راحت نادیده گرفته میشود ــ اصلا قانونی میشود. و هر روز یک پرستانهي[1] جدید به صورت رسمی، رونمایی میشود. یک کمی خودمان را از این تصورات قالبی[2] رها کنیم، به جایی بر نمیخورد. هرچند؛ برای من، آزادی ــ حتی نوع جنسیاش ــ کلمهی مقدسی است. حالا که سرکوب کردن و آزاد گذاشتن، توفیری نمیکنند، خوب آزادی باشد که بهتر است! :دی
رفتار این فرهود جان بابا، مصداق کامل پرخاش جنسی، تجاوز جنسی، نادیدهگرفتن حریم خصوصی و هزار و یک جرم و عمل غیر اخلاقی و غیرشرعی دیگر هم هست و با هیچ منطقی هم توجیه نمیشود. آن خانم هم اگر دچار ترس مرضی[3] نشود، شانس آورده ــ فکر کن با این تروما، اضطراب پس از سانحه[4] نگیرد! سه ماه که هیچ؛ چند سالی باید برود آب خنک بخورد، بلکه احتمال بروز این رفتار درش کم شود ــ آرای اسکینر هم بدجوری من را فرا گرفته انگار! قبلا ها اینجور نبودم، اومانیست بودم خیر سرم. حالا حیوانیست(!) شدهام.
پ.ن. اسکینر و آزادی؟ باید بگویم که بله! اسکینر و آزادی را هم میشود با هم پذیرفت. این آزادی با آن آزادی توفیر میکند. هر چند آرای اسکینر هم نیاز به تلطیف دارند. رادیکالیسم، از هر نوعاش که باشد… میانه بهتر است خلاصه!
موافقم… کاملا موافقم!
ئه؟ ساعت 11 صبح امروز، اسم این وبلاگ «تورک» نبود؟
……………………………………………………………….
والا در این دنیای دیجیتال، هیچ چیز نشد ندارد. اما؛ تا آنجا که من صابوبلاگ میدونم: نه! این وبلاگ از اول اسماش «سوتک» بوده و فعلا هم که هست.
امير جونم كمكم داري مثل خودم چرت و پرت نويس قهاري ميشيها!
گل
……………………………………………..
هههه! عمرا مثل تو نمیتونم بشم، اما سعیام رو میکنم..
خوب وقتی سوژه نباشه اینجور میشه دیگه!
……………………………………
اینم حرفیه!
خوشمان آمد. تأیید نمی کنم، اما قابل تأمل بود.
آزادی حتی از نوع جنسیش! می دونم از پائولو متنفری! اما تو ورونیکا تصمیم میگیرد… یه جاش ماری به ورونیکا میگه:
هرگز کسی را وادار به ارتباط نکن چون قانون نمیذاره. و هرگز کودکان رو وادار به ارتباط نکن چون گناهه. در بقیه موارد تو ارتباط جنسی کاملاً آزادی.
نمی دونم والا! من که قبول ندارم!
…………………………………………….
من از کوئیلو متنفر نیستم، علاقه ندارم بهش. فرق میکنه دیگه!
خوبه که بگی چرا قبول نداری، یک کمی با هم جدل کنیم.
ok
من عقیده دارم معیار آدم برای درست بودن یا نبودن یک عمل باید وجدانش باشه. اگه تو وجدانش دید که با اون کار آسیبی به خودش یا کسه دیگه میرسونه یا به خودش یا کسه دیگه خیانت میکنه، اونوخت دیگه تو انجام اون کار آزاد نیست. تو ارتباط جنسی هم من عقیده دارم ولو هر دو طرف کاملاً راضی باشند و سنشون هم ایلگال (!!) نباشه (زیر 18 و در بعضی ممالک 21!) این ارتباط حداقلش خیانت به همسر (و یا همسر آینده) است. شدیداً به این مسأله اعتقاد دارم.
……………………………………………………….
من منظورم از آزادی، تجاوز نبود، فحشا هم نبود همونطور که خیانت نبود. اشتباه نشه.
خیانت به همسر(من میگم شریک جنسی) آینده رو هم، کاملا مخالفام. وقتی مال آینده است. یعنی الآن نیست. پس لازم نیست الآن بهش فکر بشه. باید به کسی که الآن هست، فکر بشه.
منظورم این نیست که هرکسی تو رو انگیخته کرد، ترتیب بدی. منظور اینه که رابطهی جنسی میتونه در غالب ازدواج نباشه. به شرطی که رضایت دو طرف وجود داشته باشه. این منجر به این میشه که بکارت هم فضیلت شمرده نشه که از نظر من نیست.
گر بی هنر به مال کند کبر بر حکیم
کون خرش شمار اگر گاو عنبرست!
…………………………………………
بیادب!
من که نفهمیدم منظورت چی بود بالاخره از آزادی جنسی!
بی خیال!
قبول دارم نظر من خیلی خیال بافانه است! ولی خوب! نظر تو هم من رو قانع نکرد! من هنوز اعتقاد دارم که من درست فکر می کنم! (شاید فکر تو هم درست باشه! گفتم که معیار درستی یا نادرستی از نظر من فقط و فقط وجدان خود آدمه و نه چیز دیگه ای)
…………………………………………………………
برای بروز یه رفتاری، کلی فرایند اتفاق میافته. وجدان یکی از اوناس. تازه خیلی هم شخصیه. معیار درستی و نادرستی نمیتونه باشه. اینجوری یکی میزنه یکی رو میکشه، بعد میگه وجدانام گفت!!!
من میگم آزادی هر کاری بکنی، تا وقتی که آزادی و سلامت دیگری رو به مخاطره نیندازی. شامل آزادی در رابطهی جنسی هم میشه. اگر طرف مقابل راضی به رابطهی جنسی نباشه، کارت تجاوزه. حتی اگر شرعا و رسما ازدواج کرده باشی.(اشتباه نشه! من فمنیست نیستمها!) اما اگر رضایت دو طرف وجود داره، تجاوز نیست و یک عمل کاملا طبیعیه! حتی اگر شرعا و عرفا و رسما ازدواج نکرده باشی! یه سادیست اگر هر بلایی سر یک مازوخیست آورد و هردو راضی بودن، ایرادی نداره به نظر من.
البته قرار نیست هیچکدوم نظرمون رو تحمیل کنیم. فقط با هم به اشتراک میگذاریم. قطعا هیچکدوم هم از خطا مبرا نیست. کجاست گل بیخار؟!
1. درباره مثال کشتن: منظورم وجدان “خود” آدم برای “خود” همون آدم بود. منظورم این نبود که با وجدان خودت بقیه رو وادار به کاری یا تفکری کنی.
2.حرفت درباره سادیست و مازوخیست خیلی جالب بود! و به نظرم تو حالت منفرد (حالتی که مثلاً شریک جنسی ای در کار نباشه) درسته! فقط یه سؤال منو جواب بده:
گفتی” آزادی کس دیگه”. موقعیت زیر رو تصور کن:
هنگام ازدواج باید به شریک جنسی آینده ات بگی که از نظر تو رابطۀ جنسی با کس دیگه (که خودش راضیه) مشکلی نداره. چون همونطور که گفتی باید همه آزادیشون حفظ بشه و طبق همین قاعده شریک جنسیت آزاده که با دونستن این واقعیت، تصمیم گیری کنه.
حالا فکر می کنی چه تیپ آدمی به این جور پیشنهاد ازدواج پاسخ مثبت میده؟ مسلماً اونی که خودش با تو همعقیده باشه و دلش بخواد بعد ازدواج با کسی غیر تو رابطه برقرار کنه.
سؤال من اینه که واقعاً اگه زنت با یکی دیگه رابطه برقرار کنه از نظر تو مشکلی نیست؟!
………………………………………………………
۱- من هم منظورم وادار کردن نبود. منظورم وجدان خود آدم برای خود آدم بود.
۲- سادیسته و مازوخیسته، شریک جنسی همدیگهاند!
۳- وقتی ازدواج کردی، متعهدی. تعهدت رو بشکنی، همسرت رو نادیده گرفتی. همون بهتر که به متارکه فکر کنی. من نگفتم یکی که ازدواج کرده بره با ۲۰ نفر دیگه هم رابطه داشته باشه که! هرچند اگر هر دو (زن و شوهر) راضی باشند که همسر با شخص دیگهای رابطه داشته باشه، قضیه فرق میکنه. کسی که میخواد با چند نفر رابطه داشته باشه، چرا ازدواج میکنه؟ ازدواج نکنه که راحتتره. آدم متاهل یکی نیست، دوتاست! بنابراین رضایت هردوشون مهمه.
انگار که دیر رسیدم من!
دو چیز: حضرت والای اومانیست، از کجا و با کدام دلیل رأی بر مسلّم بودن «انحراف» در پدیدهی همجنسگرایی میدهید؟ (البتّه من هم بگویم منظورم از این سوآل قطَعاً آشکار کردن این نکته نیست که خودم همجنسگرا ام مثلاً! که خود خوب میدانی همجنسگرا کیست و آن خود کس دیگر است!!)
اسکینر و آزادی؟ بله خب: شما در مقام یک ماشین انگیختار-پاسخ آزادیهای بسیاری داری؛ آزادیهایی که از فرط فراوانی آدمی را به یاد دترمینیسم و جبرباوری همهی دیگر جبرباوران تاریخ میاندازد!
پ.ن. مستدام.
…………………………………………………
آره خداییش خود اسکینر رو هم الآن بیاری، حرفاش رو پس میگیره. من که گفتم اسکینر رو با جرح و تعدیل(!) قبول دارم. نه اونقدر افراطی. در این حد که یه سیستم به قول تو انگیختار-پاسخ هم هست. اما سیستمهای دیگهای هم هست.
در مورد همجنس گرایی هم دلیلام اینه که طبیعی نیست. عمل جنسی که بالقوه قادر به باروری نباشه، از نظر من طبیعی نیست. انحرافه. قبول داری که هدف از میل جنسی تولید مثله؟ اما راجع به جرم بودناش، نظری ندارم.
امم… راستاش من آن بالقوّگی باروری در سکس را هم چندان نمیفهمم و نمیتوانم بپذیرم.
زن و مردی را تصوّر کن که دستکم یکیشان نابارور است. مثلاً مرد وازکتومی کرده یا هرچه؛ و بازگشت به باروری هم به هردلیل برایشان ممکن نیست. حالا اگر هر دوی شریکهای جنسی بدانند که با سکسشان هیچ امکان بالقوّهی باروریای در کار نیست، سکس این دو هم میشود انحراف با تعریف تو دیگر، نه؟
این است که، گمانام «باروری» و «زاد ولد» معیار چندان خوبی برای طبیعی/کژروانه قلم دادن رابطهای جنسی نیست.
پ.ن. سراپا گوش ام. :)
…………………………………………..
فکر کنم تعریفمان از طبیعی و بهنجار متفاوت است. وگرنه من هم حرف تو رو میزنم. با تعریف من عمل وازکتومی هم طبیعی نیست. بله! اما؛ بهنجار است. Normal است. انحراف از نظر من، خارج شدن از مسیر طبیعت است. اما این انحراف لزوما نابهنجار نیست. ااین انحراف زمانی که باعث افزایش بهزیستی ـ Well-being بشود، حتی توصیه هم میکنماش. نظرم در مورد همجنسگرایی هم دقیقا همین است. شاید تعاریف من از این واژهها که گفتم، خیلی پرت باشد. یا یک جایی با خودم در تعارض باشم. نمیدانم.
خلاصه که آخرش منظورم این بود که انحراف جنسی ربطی به ایرانی بودن این بابا ندارد.
تو بلاگ اون کانادایی خائن یه کامنت آتشین گذاشتم تا بفهمه با چه ملتی طرفه!!! ؛)
می تونیم،{….} بالام جان!
فرهود دهن(!) طلایی/ سرور کانادایی!
(کامنت طنزه ها!)