سرنوشت باوری نیچه
مارس 24, 2008 با امیر تیموری
«سرنوشت باوری نادرست. ـ سرنوشتْباوری نادرست این خطای بنیادین را در خود دارد، که آدمی و تقدیر را به عنوان دو چیز جدا در مقابل همدیگر مینهد و بر آن است که آدمی میتواند رغمارغم تقدیر دست به تقلا بزند و بکوشد آن را بپراکند و تقسیم کند، اما سرانجام همواره پیروزی با تقدیر است. از این رو خردمندانهترین امر آن است که تسلیم آن بشود یا آنگونه که میخواهد، بزید. در حقیقت هر انسان فی نفسه، پارهای از تقدیر است. او در حالی که بر آن است با این شیوهی خودستایانه بر خلاف تقدیر جدٌ و جهد میورزد، ولی در همین شیوه نیز سرنوشت همواره به کمال میرسد؛ ستیزه با آن توهمی بیش نیست و البته همین خود تسلیم به تقدیر است؛ همهی این گمانها و توهمها در تقدیر فروبستهاند. ـ ترسی که بیشتر افراد از آموزهی عدم آزادی اراده دارند، همانا ترس از تقدیرگرایی نادرست و شوم است: اینان برآنند که آدمی ناتوان و تسلیم میشود و دست به سینه در پیشگاه آینده خواهد ایستاد، زیرا توان هیچ تغییری در آن ندارد: یا لگام هوسبازی و تلون تاماش را رها خواهد کرد، زیرا که از این رهگذار تقدیر مقدر، شومتر از این نتواند شد.دیوانگیهای آدمی درست به همانسان پارهای از تقدیر اند که هوشمندیها و زیرکیهایش: بدین سان نیز هرگونه هراسی از باور آوردن به تقدیر، خود تقدیر است. تو خود، ای ترسوی بینوا،ایزد نامجبور و مختار سرنوشتی (موایرا)، که فراتر از خدایان جلوس کردهای، تا فرمانرانی بر هر آنچه آنجا روی میدهد. تو رحمت یا لعنتی، و به هر روی آن بند و زنجیری که موجود نیرومندتر نیز در بند توست؛ همهی آیندهی جهان آدمیان در تو مقدر شده است. تو را سودی نیست از آن که خود بر خود بیمناک باشی.»[1]
نكن نخون اين مرتيكه رو ، ك[...] خل ميشي ها!
……………………………………
به ساعت کامنت نگاه کردی؟ این ساعتی که اینجا نشون میده، من و تو سینما بودیم. وردپرس هم ک[...] خل شده، شاید نیچه خونده!!!
نظر من:
آدم چند بعد داره. تو هر کدوم از این ابعاد میتونه یه “تقدیر” داشته باشه. “بعضی” از این تقدیر ها “می تونن” که «مقدر» باشن. مثلاً از یه دید کاملاً سطحی یه آدم عادی مثل من انسان می تونه به دو بعد جسمی و روحی تقسیم بشه. در بعد جسمی:
در بعضی موارد تقدیر این بعد جسمی مقدره و کاری هم از دست آدم بر نمیاد. دیگه مثال واضحش اینه که ما نمی تونیم مثلاً جلوی فرسودگی این بعد رو بگیریم. شاید به قول نیچه بتونیم کمی تقلا بزنیم و تقدیرش رو پراکنده کنیم و فرسودگیش رو عقب بندازیم، ولی نهایتاً پیروزی با این تقدیر مقدره.
نکته خیلی مهم اینجاست:
آدم نباید فراموش کنه که در حیطه تقدیر مقدر بازخواست “نخواهد” شد. بلکه فقط در حوزه تقدیر نامقدر و قابل تغییر خودش مسؤوله. مثلاً خدا هیچ کس رو به خاطر پیر شدن بازخواست نمی کنه.
در باب این جمله گوهر بار شما ::آیا آنان که نظر میدهند با آنان که نظر نمیدهند، برابرند؟:: گفتم بگویم که با لینک نوشته این پست در وب من بازنوشته شود
س ا ج د
………………………………………….
بله! بله! حتما!
این وبلاگ تحت creative commons license هست و استفاده از مطالباش کاملا آزاد.
مبارزه با وبلاگ هاي زرد وپhttp://key1one.wordpress.com/b/
براي حمايت از طرح هاي مبارزه با نقض كنندگان حقوق كپي رايت اينجا رو مطالعه كنيد.
فراخوان انتخاب بهترین کامنت گذار جشنواره نوروزی
http://1fathi.wordpress.com/2008/03/31/547/
امیدوارم تا ساعت 12 سیزدهم فروردین شرکت کنید.
in ketaba ro man kheili doost daram,hamchenin in ghesmatesho!shance bad hamine Dge ,adam bayad eteghad dashte bashe,manam migam ba inke eteghad nadaram vali daram be samte bazi keshide misham,engar ke az aval gharar boode ke chenin etefaghi biyofte.hala naTjash bezooD mallom mishe.vali hanoozam eteghaD nadaram.be ehtemalat va shanse chera,vali be taghdir na.
……………………………………………………
احساس میکنم که انکار میکنی، درحالی که… چرا سعی نمیکنی باهاش کنار بیای؟