خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسامبر, 2008

نوشتن؛ لبه‌ی تیغ

نوشتن، لبه‌ی تیغ است. لغزیدن نمی‌خواهد؛ می‌برد: در جایی از این کره‌ی خاکی که مردمان‌اش درگیر نان و نفت‌اند و به آزادی پیش از بیان می‌اندیشند ـ خوش‌خیال‌اند. آزادی پس از بیان هم را که می‌دانی. اما؛ نوشتن، مثل زهر است. پادزهرش، زهر است. اگر برنده است،ببریش، نمی‌برد. بله؛ سانسور. خود ــ سانسوری. می‌بری می‌ریزی [...]

Read Full Post »

به گذشته که نگاه می‌کنی، مخصوصا به خودت، دل‌ات می‌خواد حسابی بخندی. اما حیف! خنده‌ات نمی‌گیره.

Read Full Post »