ای بابا!
پس چرا این والدین همیشه نگران ِ ما نمی خوان اینو درک کنن.و تخته سنگ اندازی می کنن.شایدم میخوان ما آدم های کاملی نشیم(چون می دونی که ما اون نصف ِ خردو wisdom رو داریم، حالا نمی ذارن ای نصف ِ دیگه اش رو هم کسب کنیم)
ای بابا از دست این زمونه، کارم تموم ِ(شعر گفتم)
ولی جدا همین طوریه، آدم ها وقتی می تونن که یه آدم دیگه رو به جز خودشون دوست داشته باشن، یه دریچه دیگه از خرد و دانایی به روشون باز میشه.
………………………………………
«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل»هاست دیگه. عشق یه چالشه که خرد رو برات میاره. مخالفت پدر و مادر هم جزءای از این چالشه. این چالشاس که بهات خرد میده. «نابرده رنج گنج میسر نمیشود». تو فرایند درد و لذته که کامل میشیم. با یه جملهی دوست دارم که خردمند نمیشه کسی.
جالب بود!
دارم به این فکر می کنم که عشق و علم هر دو تا شون جزء میوه های ممنوعه بودن.
جداً عشق و علم مکمل همن، هیچکدوم بدون اون یکی به درد نمیخوره.
…………………………………
البته به گمونم wisdom با دانایی فرق کنه. آلن کار در روانشناسی مثبت اینجوری تعریفاش میکنه: شایستگی استثنایی شخصی و بینشخصی مشتمل بر توانایی گوش دادن، ارزیابی و ارایه نظر که برای سلامت خود و دیگران به کار میرود.
البته ترجمه فراموش نشه. امام علی یه چیزی به عربی گفته، بعد معلوم نیست از چه زبونی به انگلیسی ترجمه شده. آلن کار هم به انگلیسی چه چیزی گفته، بعد به افتضاحترین شکل ممکن تو این کتاب ترجمه شده.
حالا پیدا کن وانت پرتقال رو.
فارسیش قشنگ تره، ولی حالا که انگلیسیش کردی باید بگم:
loving each other is half of wisdom not only one
if we love our mother, father, teacher, friend, neighbor, adept , GOD , … we have half of wisdom
sometimes we fall in love with someone and forget other people
it is not wisdom, it is idiotism
……………………………..
به گمونم منظور هم همین بوده که دیگران رو دوست داشته باشی و این دوست داشتن بدون شرط باشه، نه برا نفع شخصی. و البته که محدود به یک نفر نشه.
سلام
نمیدونم حرفم درسته یانه ولی عشق و عقل خیلی باهم منافات ندارن
عشق یعنی فنا شدن در او یعنی اونو خواستن واسه خودش نه واسه خودت
عقل اگه عقل کامل باشه اگه عقلی باشه که امام علی بش معتقد بوده همونی می خواد که عشق می خواد
………………………………….
با فنا شدناش مشکل دارم. اما موافقم که عشق با خرد منافاتی نداره. این جمله هم همین رو میگه دیگه.
ای بابا!
پس چرا این والدین همیشه نگران ِ ما نمی خوان اینو درک کنن.و تخته سنگ اندازی می کنن.شایدم میخوان ما آدم های کاملی نشیم(چون می دونی که ما اون نصف ِ خردو wisdom رو داریم، حالا نمی ذارن ای نصف ِ دیگه اش رو هم کسب کنیم)
ای بابا از دست این زمونه، کارم تموم ِ(شعر گفتم)
ولی جدا همین طوریه، آدم ها وقتی می تونن که یه آدم دیگه رو به جز خودشون دوست داشته باشن، یه دریچه دیگه از خرد و دانایی به روشون باز میشه.
………………………………………
«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل»هاست دیگه. عشق یه چالشه که خرد رو برات میاره. مخالفت پدر و مادر هم جزءای از این چالشه. این چالشاس که بهات خرد میده. «نابرده رنج گنج میسر نمیشود». تو فرایند درد و لذته که کامل میشیم. با یه جملهی دوست دارم که خردمند نمیشه کسی.
جالب بود!
دارم به این فکر می کنم که عشق و علم هر دو تا شون جزء میوه های ممنوعه بودن.
جداً عشق و علم مکمل همن، هیچکدوم بدون اون یکی به درد نمیخوره.
…………………………………
البته به گمونم wisdom با دانایی فرق کنه. آلن کار در روانشناسی مثبت اینجوری تعریفاش میکنه: شایستگی استثنایی شخصی و بینشخصی مشتمل بر توانایی گوش دادن، ارزیابی و ارایه نظر که برای سلامت خود و دیگران به کار میرود.
البته ترجمه فراموش نشه. امام علی یه چیزی به عربی گفته، بعد معلوم نیست از چه زبونی به انگلیسی ترجمه شده. آلن کار هم به انگلیسی چه چیزی گفته، بعد به افتضاحترین شکل ممکن تو این کتاب ترجمه شده.
حالا پیدا کن وانت پرتقال رو.
منظورم از علم همون دانایی بود ها!
…………………………….
خوب شد گفتی. وگرنه باز یه بهات میخندیدم! مثه همون فلسفههه! :دی
فارسیش قشنگ تره، ولی حالا که انگلیسیش کردی باید بگم:
loving each other is half of wisdom not only one
if we love our mother, father, teacher, friend, neighbor, adept , GOD , … we have half of wisdom
sometimes we fall in love with someone and forget other people
it is not wisdom, it is idiotism
……………………………..
به گمونم منظور هم همین بوده که دیگران رو دوست داشته باشی و این دوست داشتن بدون شرط باشه، نه برا نفع شخصی. و البته که محدود به یک نفر نشه.
سلام
نمیدونم حرفم درسته یانه ولی عشق و عقل خیلی باهم منافات ندارن
عشق یعنی فنا شدن در او یعنی اونو خواستن واسه خودش نه واسه خودت
عقل اگه عقل کامل باشه اگه عقلی باشه که امام علی بش معتقد بوده همونی می خواد که عشق می خواد
………………………………….
با فنا شدناش مشکل دارم. اما موافقم که عشق با خرد منافاتی نداره. این جمله هم همین رو میگه دیگه.
“باز”؟!!!
یعنی اون موقع هم خندیده بودی؟!
……………………………..
تکذیب میکنم.