سلام
خیلی از چیزا به یه تجدید نظر احتیاج دارن
روان،روانشناسی،روان پویشی،رفتارگرایی،شناخت گرایی
امروزه رادیکال بودن مطروده هر نظزیه ای یه سری نکات مثبت داره که آدم باید زرنگ باشه و نکات مثبتو بگیره
…………………………………..
رادیکال بودن مطروده یعنی کسی رادیکال نیست. یعنی رادیکالیسم طرفدار نداره. من آدمای زیادی رو میشناسم که رادیکالاند. از جمله خودم در برخی موارد. بنابراین مطرود نیست. شاید منظورت این بود که رادیکالیسم چیز خوبی نیست یا مثلا امروزه توصیه نمیشه. ها؟
به هرحال هر نظریهای، خواه ناخواه، در طول زمان بازتعریف و تجدیدنظر میشه. میخواد نظریهی «علم» باشه یا نظریهی «سایکوداینامیک» و هیچوقت هم ثابت نمیمونه؛ چون اثباتپذیر نیست.
سلام!
درست است که گاهی باید به جای تجدید نظر کردن در منظره باید حیطه ی آن را عوض نمود، اما نمی نوان با هر نو آوری در علم ما تعریف جدیدی از تمام مولفه های علم ارائه داد. مثل این عمل مثل کتابداری ست که با ورود هر کتاب جدید بخواهد نمام سریال های کتاب ها را عوض نماید و آنگاه شما هرگز کتاب مورد نظر را به خاطر بی نظمی کتاب خانه نخواهید یافت. چه آنکه خود کتاب دار نیز باید تمام عمر را صرف باز نویسی سریال ها بکند.
در ضمن پیش نهاد من برای شما این است که به جای بحث بر روان پویشی و رفتار گرایی بیایید و حقیقت روان را از راهی بشناسیم که جدید و موفق است. این راه همان رویکرد شناخت رفتار گرا است که نه تنها محدودیت های رفتار گرایی را ندارد بلکه رویکردی نسبتاً اگزیستانسیال به انسان دارد. در ضمن باید قبول کنیم برای مشاوره (نه درمان!!!) هیچ رویکردی در حد انسان گرایی موفق نبوده. این بحث شما، علی رغم مهم بودن بحثی کهنه و نخ نما است.
در آخر بهتر است یاد آوری کنم اگر کلمه ی مناسبی و روانی برای سایکودینامیک و ساینس موجود ندارید حتماً به کتاب کامل و متین فرهنگ معاصر روانشناسی و روان پزشکی نوشته ی پورافکاری و لغت نامه ی حییم سری بزنید.
منتظر جواب این دیدگاه هستم.(چه از طریق ایمیل و چه حضوری)
………………………………….
نخنماست!؟ صحبت از نظریههای علم نخنماست؟ فیزیک با همهی علمیتاش، هنوز در پی نظریههای علم جدیده. {پیشنهاد: «تاریخ انقلابهای علمی» کوهن}
مثل شما هم از بنیان با حرف من فرق داره. بحث بر سر نحوهی طبقهبندی نیست که صحبت از سریال کتاب بشه.
راجرز و اومانیسم هم فرضا در مشاوره کاربرد دارند و اصلا گیریم بهتریناند در درمان. چه ربطی دارد به سایکوداینامیک؟
در ضمن من با این دو کلمه بیشتر از معادلهای فارسیشان حال میکنم، پس استفاده میکنم. برای من بار معنایی بیشتری دارند تا کلمهای مثل علم که ازش تعریفی ندارم و مثلا هم رجال علم است و هم فیزیک. ساینس رو ترجیح میدم.
در آخر امروز با علی تصمیم گرفتیم که بریم بندورا بخونیم، ببینیم چی گفته این مردک شناخت ـ رفتارگرا، دوست داشته باشی میتونی به ما بپیوندی.
سلام
1- خوشحالم که رادیکالا دارن یه تامل می کنن
2- الان قدیم نیست که بشه با یه راهکار ساده مشکلاتو حل کرد باید سازه ای از راه حلها به کار برده بش چرا که مشکلات پیچیده شدن
3-خب واسه همینه که الان در حال یه تحول در علم هستیم البته علم ایران نه که هنوز اندر خم همون کوچه است
4-درسته که علم زبان خاص داره و زمینه علمی کاربرد لغات اصل بهتره ولی همین ماها با کاربرد لفات غیر فارسی هستیم که داریم میراث فردوسی رو از بین می بریم
……………………………………
شمارهی یک فحشه. انگار که رادیکالا قبلا تامل نمیکردن، حالا دارن تامل میکنند.
با شماره دو موافقم و شماره سه رو نمیدونم کدوم تحول در حال وقوع رو میگی.
اما شماره چهار، تا وقتی واژهی معادل مناسب برا اصطلاحات ساینتیفیک پیدا نکنم، استفاده نمیکنم. چون اینطوری بیشتر به زبانم لطمه میزنم. اما خودم میدونم که خیلی برا پیدا کردنه واژههای معادل تلاش نکردم. اگر پیدا بشن از معادلهای فارسی استفاده میکنم.
امید وارم رها از دید قالبی که به رادیکالیسم دارد مقداری رها شود و حقیت امر را بنگرد. اگر منظور از رادیکال منم، مشکلی با واژه ندارم اما آثار مترتب با این واژه برایم سنگین است. چون این واژه در ابتدا از طرف لیبرال های انگلیسی در قرن 19 به کار رفت و منظورشان تغییر در اساس کلیسا انحلال مجلس اشراف و الغا حکومت سلطنتی بود. بعد ها این واژه در هر دوره ای معنی متفاوتی یافت اما به طور کلی یعنی تمام مکاتبی که خواهان تغییر بنیادی و فوری در نهاد های اجتماعی و سیاسی می باشند. این واژه را حاجی زاده در کتاب متین خود تا حدی با واژه ی تند رو یکی می داند. در آمریکا این واژه در مورد سوسیالیست ها و یا کمونیست ها به کار می رود. در اروپا گروه های اصلاح طلب یا رفورمیست ها را رادیکال می نامند.
همان طور که از این مسوده بر می آید این واژه نوعی بار سیاسی دارد. من همین جا اعلام می کنم نه لیبرال، نه سوسیال نه کمونیست نیستم. پس اساساً از منظر سیاسی این واژه به من اطلاق نمی شود. اما از نظر علم روان شناسی اگر این واژه را بر من اطلاق کردید بسیار خوشحال می شوم. زیرا همان طور که از اساس رفورمیسم در اروپا بر می آید این عده بعد از تفکر بسیار به مشکلات موجود پی می برند و درصدد رفع آن بر می آیند. من نیز بر این اساس یک رفورمیست یا یک رادیکال هستم. زیرا اصول فعلی روان شناسی را با فرهنگ شرقی متضاد و در گاهی اوقات متناقض می بینم. به فرموده ی یکی از دوستان (آقای پورنقد علی) روان شناسی یک جسم آلمانی و یک روح داروینی دارد. پس اساساً باید هنگام وارد کردن این علم بسیار دقیق باشیم. (نمی دانم چرا اما الان یاد داستان وارد شدن سوسک افتادم که در زمان جنگ دوم از طریق وسایل آلمانی ها به ایران وارد شد.) البته این داستان از منظر روان کاوی حائز اهمیت است. زیرا یک تداعی آزاد می باشد و شاید بتوان گفت روان شناسی در ذهن ناهشیار من برابر با سربازان آلمانی است و سوسک آن قسمتی از روان شناسی که مناسب حال فرهنگ ایران نیست.
اگر تا اینجای متن را خوانده اید کمال تشکر را دارم. نتیجه ی این متن را می توان نوعی دفاع از رادیکالیسمی که رها هماره از آن استفاده می نمود دانست. بدین معنی هر که دغدغه ی بومی سازی علوم غربی داشته باشد نوعی رادیکال است.
……………………………………….
جالب بود برام این معنایی که از رادیکال دست دادی.
سلام متن نیکو خیلی باحال بود
منم خوشحال میشم باش آشنا بشم
نمیدونم چرا اینقدر شماها ملالغتی هستین راحت باشین !
آدم وقتی حرف میزنه از لغات استفاده می کنه برای استفاده از کلمات هم آدم به کاربرد روزمرش نگاه می کنه نه اینکه ببینه تاریخچش چی بوده!
اگه اینجوریه وقتی میگیم طرف شوخه چون شوخ در قدیم برآمده از چرک و کثیفی بوده یعنی طرف کثیفه نه طناز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این دو روز دنیا ارزش دربندی هیچ چیزی رو نداره این دربندی چه از نوع اسارت.. باشه چه اسارت کلمات.
درزبان محاوره امروز رادیکال یعنی طرفدار بی چون و چرای یک ایده بدون پذیرفتن ایده مخالف به قول آقای تیموری یعنی فقط تیم خود را تشویق کردن!
……………………………………….
خدا رو شکر، قبل مرگام یکی بهام ارجاع داد. خیلی ذوقزده شدم.
اما من مخالفم. من میگم بهتره آدم سر مفهومها جدل کنه، نه سر کلمات. اینه که در بند کلمات و البته مفاهیمشون هستم.
آنجا که عقاب پر بریزد، من ِ پشه چه طور بخودم جرأت بدم درباره سایکوداینامیک (که اصلاً نمدونم پی هست) نظر بدم؟!
…………………………………….
این دو هفتهای که تعطیلات دارم، دوست دارم راجع به سایکوداینامیک و هیجان بیشتر بنویسم.
شرمنده سررشته ای از روان شناسی به طور تخصصی ندارم.حالا اینها که نوشته بودید رو اگه فرصت داشتید توضیح میدید یا فقط جواب میخواید که مطمئنا از عالمان است نه امثال بنده.اگه دوست داشتید اون کسایی که میخونن بدونن منتظریم همونطور که آقای شهاب هم اظهار بی اطلاعی کرده بودند.
سلام
خیلی از چیزا به یه تجدید نظر احتیاج دارن
روان،روانشناسی،روان پویشی،رفتارگرایی،شناخت گرایی
امروزه رادیکال بودن مطروده هر نظزیه ای یه سری نکات مثبت داره که آدم باید زرنگ باشه و نکات مثبتو بگیره
…………………………………..
رادیکال بودن مطروده یعنی کسی رادیکال نیست. یعنی رادیکالیسم طرفدار نداره. من آدمای زیادی رو میشناسم که رادیکالاند. از جمله خودم در برخی موارد. بنابراین مطرود نیست. شاید منظورت این بود که رادیکالیسم چیز خوبی نیست یا مثلا امروزه توصیه نمیشه. ها؟
به هرحال هر نظریهای، خواه ناخواه، در طول زمان بازتعریف و تجدیدنظر میشه. میخواد نظریهی «علم» باشه یا نظریهی «سایکوداینامیک» و هیچوقت هم ثابت نمیمونه؛ چون اثباتپذیر نیست.
سلام!
درست است که گاهی باید به جای تجدید نظر کردن در منظره باید حیطه ی آن را عوض نمود، اما نمی نوان با هر نو آوری در علم ما تعریف جدیدی از تمام مولفه های علم ارائه داد. مثل این عمل مثل کتابداری ست که با ورود هر کتاب جدید بخواهد نمام سریال های کتاب ها را عوض نماید و آنگاه شما هرگز کتاب مورد نظر را به خاطر بی نظمی کتاب خانه نخواهید یافت. چه آنکه خود کتاب دار نیز باید تمام عمر را صرف باز نویسی سریال ها بکند.
در ضمن پیش نهاد من برای شما این است که به جای بحث بر روان پویشی و رفتار گرایی بیایید و حقیقت روان را از راهی بشناسیم که جدید و موفق است. این راه همان رویکرد شناخت رفتار گرا است که نه تنها محدودیت های رفتار گرایی را ندارد بلکه رویکردی نسبتاً اگزیستانسیال به انسان دارد. در ضمن باید قبول کنیم برای مشاوره (نه درمان!!!) هیچ رویکردی در حد انسان گرایی موفق نبوده. این بحث شما، علی رغم مهم بودن بحثی کهنه و نخ نما است.
در آخر بهتر است یاد آوری کنم اگر کلمه ی مناسبی و روانی برای سایکودینامیک و ساینس موجود ندارید حتماً به کتاب کامل و متین فرهنگ معاصر روانشناسی و روان پزشکی نوشته ی پورافکاری و لغت نامه ی حییم سری بزنید.
منتظر جواب این دیدگاه هستم.(چه از طریق ایمیل و چه حضوری)
………………………………….
نخنماست!؟ صحبت از نظریههای علم نخنماست؟ فیزیک با همهی علمیتاش، هنوز در پی نظریههای علم جدیده. {پیشنهاد: «تاریخ انقلابهای علمی» کوهن}
مثل شما هم از بنیان با حرف من فرق داره. بحث بر سر نحوهی طبقهبندی نیست که صحبت از سریال کتاب بشه.
راجرز و اومانیسم هم فرضا در مشاوره کاربرد دارند و اصلا گیریم بهتریناند در درمان. چه ربطی دارد به سایکوداینامیک؟
در ضمن من با این دو کلمه بیشتر از معادلهای فارسیشان حال میکنم، پس استفاده میکنم. برای من بار معنایی بیشتری دارند تا کلمهای مثل علم که ازش تعریفی ندارم و مثلا هم رجال علم است و هم فیزیک. ساینس رو ترجیح میدم.
در آخر امروز با علی تصمیم گرفتیم که بریم بندورا بخونیم، ببینیم چی گفته این مردک شناخت ـ رفتارگرا، دوست داشته باشی میتونی به ما بپیوندی.
سلام
1- خوشحالم که رادیکالا دارن یه تامل می کنن
2- الان قدیم نیست که بشه با یه راهکار ساده مشکلاتو حل کرد باید سازه ای از راه حلها به کار برده بش چرا که مشکلات پیچیده شدن
3-خب واسه همینه که الان در حال یه تحول در علم هستیم البته علم ایران نه که هنوز اندر خم همون کوچه است
4-درسته که علم زبان خاص داره و زمینه علمی کاربرد لغات اصل بهتره ولی همین ماها با کاربرد لفات غیر فارسی هستیم که داریم میراث فردوسی رو از بین می بریم
……………………………………
شمارهی یک فحشه. انگار که رادیکالا قبلا تامل نمیکردن، حالا دارن تامل میکنند.
با شماره دو موافقم و شماره سه رو نمیدونم کدوم تحول در حال وقوع رو میگی.
اما شماره چهار، تا وقتی واژهی معادل مناسب برا اصطلاحات ساینتیفیک پیدا نکنم، استفاده نمیکنم. چون اینطوری بیشتر به زبانم لطمه میزنم. اما خودم میدونم که خیلی برا پیدا کردنه واژههای معادل تلاش نکردم. اگر پیدا بشن از معادلهای فارسی استفاده میکنم.
سلام
منظورم فحشش نبوده در استنباط اشتباه نکنیین منظورم تامل دوبارس (آخه همه چیزو که نباید نوشت اونوقت میشه مثنوی 70من)
………………………………………………….
:دی
امید وارم رها از دید قالبی که به رادیکالیسم دارد مقداری رها شود و حقیت امر را بنگرد. اگر منظور از رادیکال منم، مشکلی با واژه ندارم اما آثار مترتب با این واژه برایم سنگین است. چون این واژه در ابتدا از طرف لیبرال های انگلیسی در قرن 19 به کار رفت و منظورشان تغییر در اساس کلیسا انحلال مجلس اشراف و الغا حکومت سلطنتی بود. بعد ها این واژه در هر دوره ای معنی متفاوتی یافت اما به طور کلی یعنی تمام مکاتبی که خواهان تغییر بنیادی و فوری در نهاد های اجتماعی و سیاسی می باشند. این واژه را حاجی زاده در کتاب متین خود تا حدی با واژه ی تند رو یکی می داند. در آمریکا این واژه در مورد سوسیالیست ها و یا کمونیست ها به کار می رود. در اروپا گروه های اصلاح طلب یا رفورمیست ها را رادیکال می نامند.
همان طور که از این مسوده بر می آید این واژه نوعی بار سیاسی دارد. من همین جا اعلام می کنم نه لیبرال، نه سوسیال نه کمونیست نیستم. پس اساساً از منظر سیاسی این واژه به من اطلاق نمی شود. اما از نظر علم روان شناسی اگر این واژه را بر من اطلاق کردید بسیار خوشحال می شوم. زیرا همان طور که از اساس رفورمیسم در اروپا بر می آید این عده بعد از تفکر بسیار به مشکلات موجود پی می برند و درصدد رفع آن بر می آیند. من نیز بر این اساس یک رفورمیست یا یک رادیکال هستم. زیرا اصول فعلی روان شناسی را با فرهنگ شرقی متضاد و در گاهی اوقات متناقض می بینم. به فرموده ی یکی از دوستان (آقای پورنقد علی) روان شناسی یک جسم آلمانی و یک روح داروینی دارد. پس اساساً باید هنگام وارد کردن این علم بسیار دقیق باشیم. (نمی دانم چرا اما الان یاد داستان وارد شدن سوسک افتادم که در زمان جنگ دوم از طریق وسایل آلمانی ها به ایران وارد شد.) البته این داستان از منظر روان کاوی حائز اهمیت است. زیرا یک تداعی آزاد می باشد و شاید بتوان گفت روان شناسی در ذهن ناهشیار من برابر با سربازان آلمانی است و سوسک آن قسمتی از روان شناسی که مناسب حال فرهنگ ایران نیست.
اگر تا اینجای متن را خوانده اید کمال تشکر را دارم. نتیجه ی این متن را می توان نوعی دفاع از رادیکالیسمی که رها هماره از آن استفاده می نمود دانست. بدین معنی هر که دغدغه ی بومی سازی علوم غربی داشته باشد نوعی رادیکال است.
……………………………………….
جالب بود برام این معنایی که از رادیکال دست دادی.
در ضمن خیلی علاقه مندم بیشتر با رها آشنا بشم!
………………………………………….
بهش ایمیل بده.
سلام متن نیکو خیلی باحال بود
منم خوشحال میشم باش آشنا بشم
نمیدونم چرا اینقدر شماها ملالغتی هستین راحت باشین !
آدم وقتی حرف میزنه از لغات استفاده می کنه برای استفاده از کلمات هم آدم به کاربرد روزمرش نگاه می کنه نه اینکه ببینه تاریخچش چی بوده!
اگه اینجوریه وقتی میگیم طرف شوخه چون شوخ در قدیم برآمده از چرک و کثیفی بوده یعنی طرف کثیفه نه طناز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این دو روز دنیا ارزش دربندی هیچ چیزی رو نداره این دربندی چه از نوع اسارت.. باشه چه اسارت کلمات.
درزبان محاوره امروز رادیکال یعنی طرفدار بی چون و چرای یک ایده بدون پذیرفتن ایده مخالف به قول آقای تیموری یعنی فقط تیم خود را تشویق کردن!
……………………………………….
خدا رو شکر، قبل مرگام یکی بهام ارجاع داد. خیلی ذوقزده شدم.
اما من مخالفم. من میگم بهتره آدم سر مفهومها جدل کنه، نه سر کلمات. اینه که در بند کلمات و البته مفاهیمشون هستم.
آنجا که عقاب پر بریزد، من ِ پشه چه طور بخودم جرأت بدم درباره سایکوداینامیک (که اصلاً نمدونم پی هست) نظر بدم؟!
…………………………………….
این دو هفتهای که تعطیلات دارم، دوست دارم راجع به سایکوداینامیک و هیجان بیشتر بنویسم.
شرمنده سررشته ای از روان شناسی به طور تخصصی ندارم.حالا اینها که نوشته بودید رو اگه فرصت داشتید توضیح میدید یا فقط جواب میخواید که مطمئنا از عالمان است نه امثال بنده.اگه دوست داشتید اون کسایی که میخونن بدونن منتظریم همونطور که آقای شهاب هم اظهار بی اطلاعی کرده بودند.