رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون
Eyes are window to the soul
Eyes are window to the soul
نگاه کنید به:
Darwin’s {1898} Expression of the emotions in man and animals
Ekman’s {2003} Unmasking the face
Darwin’s {1898} Expression of the emotions in man and animals
Ekman’s {2003} Unmasking the face
سلام
چیزی که چند وقتیه مدعیا بش پی بردن سالهاس که بر زبان ایرانی جاریه و با اون زندگی می کنه
……………………………………………
ممنون از این همه احساسات ناسیونالیستی ـ نارسیستی. دوتا ضربالمثل ذکر شده بود. یکی ایرانی بود. یکی ایرانی نبود.
بیشتر منظور این بود که دانشمندها در این زمینه از فرهنگ عامه عقباند. چه فرهنگ ایرانی، چه غیر ایرانی.
و البته در خیلی زمینهها هم از فرهنگ عامه جلوترند.
خدمت آقای تیموری:
نارسیسم نوعی اختلال شخصی است نه وطن پرسنی.
چون وطن پرستی کاملاً درست و حقیقی است.
دیدگاه رها را کاملاً در این باب قبول دارم.
…………………………………………….
کسی هم نارسیسم رو با وطن پرستی یکی نگرفته.
تو نظریه کوهوت نارسیسم لزوما اختلال شخصیت نیست. یک طیفه که هر کسی میتونه نقطهای رو اشغال کنه. یعنی همه تا حدی نارسیست هستند.
می دونید چیه؟ خیلی چیزا هست که عمریه بر زبان ما ایرانی ها جاریه و مثلاً داریم باش زندگی می کنیم!
ما این اصولُ رها می کنیم و به محض اینکه یکی دیگه با زحمت و تفکر زیاد(بعضی وقت ها هم کم!) بهش می رسه، ما سریع فراموش شده هارو به یاد می آریم و داد می زنیم و می گیم ” ما می دونستیم، ما همین اصل رو سالهاست که می دونیم……” و اون فرد رو تحقیر می کنیم! اما کار ما بیشتر لایق تحقیرِ…
درست مثل بچه هایی که اسباب بازی های قدیمی شون گوشه ی انبار خاک می خورن ولی تا یه بچه ی دیگه می ره سراغش ، سریع احساس مالکیت می کنن!!! و تو دلشون می گن” عجب اسباب بازیِ جالبیِ”
اما کسی نیست بگه از این دانسته هات کجا استفاده کردی؟… چقدر واسش ارزش قائل بودی…. چقدر بهش اهمیت دادی؟… اصلاً واسه یه لحظه فکر کردی که می تونن مهم باشن؟!!
هروقت قبل از بقیه این اصول رو داد زدیم و قضیه رو جدی کردیم ، لایق ستایشیم!
…………………………………………
راستش من قصد ستایش از کسی یا چیزی نداشتم. من فقط خواستم بگم که بعضی وقتا علم، همون حرف آدمای عادی رو با یه زون دیگه بیان میکنه. اون آدم عادیه هم میتونه ایرانی باشه و هم غیر ایرانی.
سلام
انم تفسیر گذشته از پایه زیستی
1.در مورد خط آخر جوابت به رها، اصلاً مخالف نیستم. فقط کنجکاوم اگه حسین نمونه هایی از “مواردی که فرهنگ عامه باید برود بوق بزند” رو آورده، من هم ازش مطلع بشم پیلیز!
2.تا وقتی می شه با آرامش و گهگاهی با یه بیت شعر از اصول استفاده کرد، فکر نمی کنم نیازی به داد زدنشون باشه.
دانشمندی که این قبیل اصول از قبل شناخته شده رو داد می زنه، هدفش اثبات دانشمند بودنش نیست؟
بله شما درست می گی، اما من هم منظورم داد و بیداد و سر و صدا نبود. منظورم تشخیص و بیان اصول قبل از بقیه بود.
……………………………..
من چقدر دوست دارم که همه به هم گیر میدن. هیچکس با اون یکی حداقل در بار اول موافق نیست. آخ جون!
آهان
ولی بازم متوجه نمی شم! مگه نه اینکه باز اون مصراع و اون ضرب المثل این اصل را قبل از داروین و اکمن تشخیص دادن و بیان کردن؟
اگه موضوع بحث عمل نکردن به این اصوله که خب تئوری دادن هیچ وقت شرط کافی برای اجراش نیست. چه بین دانشمندها و چه بین عوام.
مشکل اینجاست که دانشمندها هم یه روز آتیششون می خوابه و اون اسباب بازی رو به انبار بر میگردونن. چیزی که زیاده تو دنیای امروز، زنبور بی عسله.
بله!
وقتی شما یه ضرب المثلُ می خونید، میگید عجب اصلی!؟ جدی می گیرید!؟ روش حساب می کنید؟! یا نه… فقط می گید که ضرب المثل جالبیِ… من خودم چند بار امتحانش کردم، کار می کنه!
چه کسی وقتی یک ضرب المثل یا شعر می خونه اونُ علمی و جدی حساب می کنه؟!!!
من می گم این چیزارُ جدی بگیریم. چیزایی که می دونیمُ خودمون جدی کنیم، قبل از بقیه.
راستی آقای تیموری من هم می خواستم چیز دیگه ای بگم ، اما وقتی نظر و بحث دوستانُ خوندم ترجیح دادم اینُ بگم!
بله گاهی شده. بله. بله.
من (حداقل اکثراً).
فکر نمی کنم ما به توافق برسیم. به هر حال ببخشید فضولی کردم تو کامنتتون.
اتفاقا چند روزي هست كه مطالبي مي خونم كه اشاره به اين قضيه داره و انواعش رو بررسي كرده.توي تئاتر خيلي كاربرد داره و از وقتي در موردش خوندم بيشتر به رنگ رخساره مردم توجه مي كنم.البته بعضي از آدم هميشه يه رنگن و تو از رنگشون چيزي نمي فهمي…
…………………………………..
دقیقا در بازیگری از این موارد خیلی استفاده میشه.
فقط رنگ رخسار نیست. چشمها، لبها، گونهها و باقی قسمتهای صورت و حتی بدن هم اهمیت داره.
[...] مرتبط:Facial feedback hypothesisEmotional Morality [...]