آیزنک از همان ابتدا مسیر و هدف خود را مشخص میکند: کوبیدن آخرین میخها بر تابوت آیین فرویدی. انتخاب چنین نامی ـ افول و سقوط امپراطوری فرویدی ـ خود میتواند تحلیلهای روانپویشی جالبی را به ذهن خواننده فرابخواند و همچنین موضع آیزنک را نمایان میسازد. برخلاف ادعای آیزنک، قرار نیست یک نظریهی علمی مورد نقد واقع شود، آنچه نقد میشود شخصیت، عقاید شخصی یا علمی و رفتارهای به زعم آیزنک روانرنجور شخص فروید است.
آیزنک از همان اولین فصل از دورنمایی که در پیشگفتار مشخص میکند و همانا نقد و بررسی علمی روانکاوی باشد، خارج میشود و به نقد شخصیت روانرنجور فروید، با این استدلال که روانشناسی با سایر علوم تجربی تفاوتی دارد و آن تاثیر شخصیت و احوالات نظریهپرداز بر نظریهاش است، میپردازد. اما حالا این سوال را به ذهن من خواننده میرساند که اگر روانشناسی اینچنین تفاوت به گمان من بنیادینی با علوم اثباتی و تجربی دارد، چگونه است که روششناسی ـ Methodology ـ آن میبایست منطبق بر روششناسی علومی همچون فیزیک باشد؟
آیزنک نقد پوپر بر روانکاوی را نیز وارد نمیداند، چرا که معتقد است فرضیههای فروید قابل آزمون و ابطالپذیرند و در آزمونهای تجربی و مشاهدهای یکسر با شکست مواجه میشوند. پوپر بر اساس ملاک ابطالپذیری، روانکاوی را شبه علم بحساب آورده و معتقد است روانکاوی قابل بررسی علمی نیست.
آیزنک مطرح میکند که خود فروید هم میخواسته دانشمندی سنتی باشد و آن دسته از پیروان فروید که سعی میکنند علم را در معنای پوزیتیویستی آن کمارزش نشان دهند، به ضرر او عمل میکنند. به گمان آیزنک فروید نیز همانند مارکس دچار بدفهمی از جانب پیرواناش شده است.
لازم به ذکر است که کتاب و نقدهای مهلکاش به فروید سراسر ایراد نیست و من چون قصد تخریب داشتهام(!) از آوردن محاسن خودداری کردهام.
این کتاب با ترجمه و نام سراسر ایراد «نقد و بررسی علمی روانکاوی» توسط انتشارات «سخن »به مترجمی «محمدرضا نیکخو» در بازار موجود است.
Powered by ScribeFire.
به به! به به! اگه یه خورده دیگه ادامه می دادی من رو روانکاو دو آتیشه می کردی!!
دوستِ من این بحث های بی خودی رو کنار بگذار. روان شناسی روز دنیا چیزی فراتر از این است. fMRI راه را برای روان شناسی باز کرده. دیگر رویکرد شناختی آنقدر بزرگ شده که روان شناسی را جزیی از علوم شناختی می دانند. این مزخرفات را هر چه کش بدی، کش می آد.
آخر نفهمیدم روانکاوی ابطال پذیر هست یا نه؟
…………………………………..
انتظار داشتم به جای موعظه، انتقاد مستدل و مستند ارائه کنی.
آقا ما کی باشیم که بخواهیم موعظه کنیم. من این کتاب رو نخوندم، نمی دونم چه انتقادی وارده، اگه لطف کنی اسم انتشارات و مترجمش رو بگی شاید برم بخونمش. بعد هم من یک واقعیت رو گفتم. امروز دیگه تو جهانِ روان شناسی نوین این دست بحث ها جایی ندارد. بیشتر شناخت گرا یا فیزیولوژیست (به قول شما کاهش گر) شده اند. تابوت روانکاوی و رفتار گرایی پوسیده.
…………………………………..
جواب: زمانی همگان بر مرکزیت زمین سوگند میخوردند.
سوال: فیزیولوژی و علوم شناختی، تناقض بنیادین با روانپویشی دارن؟
تناقض به اون شکلی که شما می خواهی نه! اما خیلی از یافته های جدید سخنان فروید را تایید نمی کنن!!!
اسم انتشارات این کتاب رو نگفتی!
…………………………………
رد هم نمیکنن!
اينكه نفد نبود، معرفي كتاب بود… تا از نام ناشر و مترجم هم خبري نيست!
……………………………….
مفهومی که از نقد داری چیه؟ به نظر خودم که بود.
جهت بمبگزاری در محل انتشارات
- سخن – و بازار و زرب و شتم محمدرضا نیکخو ابراز امادگی مینماید.
………………………………………….
نه حالا شما کوتاه بیاید.
در برخی مواقع بد جوری رد می کنن. طوری که اصلا جایی برای حرف و حدیث نمی ذارن.
تمام مشکلات دنیا بر سر مسایل جنسی در اثر همین کج فهمی از گفته های فروید است
این جمله از من یادگاری داشته باشید:
” هیچ انسان بزرگی در عصر خود جا نمی گیرد و همواره کوچک و نادان خوانده می شود
اما بعدها … “