کتابی دست گرفتهام بنام «مدرسهی بدون رقابت»، نویسندهاش سعی کرده از محدودیتها و معایب رقابت در انگیزش بگوید. بگمانم رقابت را باید در مدرنیته جستجو کرد، به نظرم نمیرسد در جوامع کاملا خالی از مدرنیته، رقابت به این شکلاش وجود داشته باشد. خواست قدرت شاید کلید معما باشد.
Powered by ScribeFire.
به قول شما روانکاوان و فروید، پدر روانکاوی، حتی در جوامع بدوی هم رقابت بوده، رقابت بر سر غذا و شریک جنسی. در جوامع مدرنیته و جوامعی که پست مدرنیته را تشکیل می دهند رقابت به شکل دیگر است. تنها در آرمانشهرهاست، که رقابت موجود نیست و آن هم به خاطر وفور شرایط خوب زندگی است.
پ.ن: رقیب در ادبیات عرب به معنی نگهبان است. در فارسی نیز ابتدائاً به همین معنی رواج داشته به طور مثال در شعر عراقی ما داریم:
همه شب بر آستانت چو سگان سر نهادم
که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی
رقیب در این شعر به معنی نگهبانی است که در قدیم ثروتمندان برای ناموس خودمی گماردند. از این شعر تغییر معنی رقیب نیز استنباط می شود: نگهبانی که گمارده می شده خود عاشق آن فرد می گشته و نوعی رقابت، البته به معنای امروزی، بر سر معشوق شکل می گرفته.
رقیب در معنای عرفانی نیز گاهی به معنای نگهبان اسرار الهی است و گاهی به معنی رقیب از نوع مزاحم است. در معنی اول فرد باید محرم شود تا اسرار حق را بشنود و در معنی دوم مزاحمات دیگران است که جلوی عارف را برای رسیدن به خدا می گیرد.
…………………………………..
منظور من رقابت همراه با رتبهبندی بود «رقابت به این شکل». البته بهتر بود توضیح کامل میدادم. تو مدرسه با نمره، افراد رو رتبهبندی میکنند. رقابت همراه با رتبهبندی که مقایسه رو امکانپذیر میکنه. وگرنه من منکر تنازع بقا نشدم. بین همهی گونهها رقابت وجود داره.
منظورم اینه که رقابت میشه نیروی محرک، میشه انگیزه. خود عمل انگیزه نیست. مدام فرد خودش رو با دیگران مقایسه میکنه و هدفاش میشه بهتر از بقیه بودن. این نوع رقابت رو فکر میکنم محصول مدرنیته است.
خب گاهی اوقات _مثل آمپول زدن_ خود کار نمی تونه محرک باشه والا ما دم در درمانگاه ها هر روز صفی طویل می دیدیم که منتظرن نوبتشون بشه تا از روی شوق آمپول بزنن!!!
البته این یه شوخی بود.
من می خوام وبلاپم رو حذف کنم. آخرین نوشته را توش گذاشتم، بخون و لطفا نظر بده!!!
……………………………….
بله، چشم!