کلهات که داغ شد، دستات سرد. فشارت ۱۸. انگشتهات بندری زدند هی؛ بیاختیار. بالا پریدی پایین، ورج کردی، وورج کردی: – «شاش داری برو، کسی نیست. برق الکی روشنه!» – «صدا قلبت چرا تا اینجا میاد؟» مردک نفهم ایندرالات داد: ریپرس کن به درک! آنوقت میفهمی بله، باید باشی تا ته ته ته.
Powered by ScribeFire.
Archive for the ‘زر زر زیادی’ Category
تصمیم عقلانی
Posted in زر زر زیادی, شخصی, tagged زرزرزیادی on می 17, 2009 | 3 نظرات »
جنگ پرطرفدار
Posted in زر زر زیادی, فوتبال, tagged فوتبال, گروهبان قندعلی, جنگ on آوریل 27, 2009 | 1 دیدگاه »
زمانی فوتبالیستی گفت: “من فوتبال رو از جنگ میدونم”. درست میگفت. پنهان و آشکار، فوتبال از جنگ است. ورزش از جنگ است. آخرش هم برای خودشان و کشورشان افتخار میآفرینند. انگار که تانک غنیمت گرفتهاند.حاجی به ژنرالاش میگوید: “گروهبان قندعلی” و جاش را به امپراطور میدهد و ژنرال قهرمان میشود. گلوی من پاره میشود. من [...]
شوک
Posted in زر زر زیادی, tagged فیلنرینگ, هرزهنگاری, زرزرزیادی, شوک on مارس 23, 2009 | 3 نظرات »
به بهانهی هرزهنگاری، زندگیمان را فیلتر کردهاند. فیلماش میکنند. «شوک» میدهند بهمان بگمانشان؛ بیدارمان کنند از خوابِ غفلت بیناموسها
هشدار برای خاتمی ۸۸
Posted in انتخابات, زر زر زیادی, سیاست, tagged انتخابات۸۸, خاتمی on فوریه 24, 2009 | 3 نظرات »
آقای خاتمی! سید اصلاحکرده با ریشهای حنا گذاشته! اگر باز هم میخوای مصلحت نظام رو بر خواست ملت (۲۲ میلیون رای) ترجیح بدی، خودم شخصا ترورت میکنم!!
هست و نیست
Posted in زر زر زیادی, tagged زرزرزیادی on فوریه 23, 2009 | 2 نظرات »
من بر هر آنچه «هست»، نوشتهام: «نیست»
هیچ ارزونی بیدلیل نیست
Posted in زر زر زیادی, tagged ADSL, ScribeFire, ارزونی on فوریه 12, 2009 | 6 نظرات »
این اینترنت مثلا پرسرعت که من دارم، بسیار بسیار کمسرعته. فیلترش زیاده و وبلاگ خودم رو هم باز نمیکنه. فقط چون فایرفاکس دارم، میتونم با Scribefire پست بفرستم. ماهی ۱۲ تومن برا ADSl همینه دیگه.
من نبودم، دستم بود
Posted in زر زر زیادی, tagged دربی on فوریه 9, 2009 | 2 نظرات »
برا دربی داور ایرانی میزارن. اگر هم گند بزنه، میندازن تقصیر هم دیگه. حالا ببین.
عجب!
Posted in زر زر زیادی, tagged موتور جستجو, اسکینر, زرزرزیادی on ژانویه 26, 2009 | 2 نظرات »
بیشترین ارجاع به سوتک، حاصل جستجوی واژهی «اسکینر» در موتورهای جستجوست. عجب!
…
Posted in زر زر زیادی, tagged گذشته, زرزرزیادی on دسامبر 6, 2008 | 3 نظرات »
به گذشته که نگاه میکنی، مخصوصا به خودت، دلات میخواد حسابی بخندی. اما حیف! خندهات نمیگیره.
۲>۲۰
Posted in زر زر زیادی, tagged هندونه, زرزرزیادی on نوامبر 25, 2008 | 2 نظرات »
با یه دست نه تنها دوتا که بیستا هندونه رو هم نمیشه برداشت!
پنج
Posted in زر زر زیادی, tagged کتاب, پاچهی نوید, استقرا, دوستان, عدم قطعیت on اکتبر 22, 2008 | 1 دیدگاه »
۲- به لطف آنارام، مهسا، مهشید، مریم، حمیرا، مهران، مژگان، سوده و روزبه – همگی با هم روز تولدم چندین کتاب، هدیه دادندم – «۱۰۱ مسئلهی فلسفی» را میخوانم و هرچه بیشتر بر « عدم قطعیت » یقین پیدا میکنم و پوزخندی میزنم بر خودم که بر آنچه قطعی نیست یقین کردهام.
۴- به گمونم یه [...]
آه…آقای قلعهنویی!
Posted in زر زر زیادی, tagged فوتبال, قلعهنویی, شاشیدن on اکتبر 9, 2008 | 2 نظرات »
آه…آقای قلعهنویی! تو که تیمات میتونه ۵تا و ۶تا بزنه. چرا بعضی وقتا میزنه به سرت و از ترس میشاشی به شلوارت و تیمات و هوادارت؟ هم جلو کره جنوبی این کارو کردی، هم جلو پرسپولیس.
…
Posted in زر زر زیادی, tagged زرزرزیادی on آگوست 9, 2008 | 2 نظرات »
بیحوصلگیهای تابستان امان نمیدهد…
این مایاکوفسکی
Posted in زر زر زیادی, شعر, tagged مایاکوفسکی, کاشیگر, ابر شلوارپوش, شعر on مارس 18, 2008 | 5 نظرات »
چه خوب است
زیر داندان تیغهی اعدام
این فریاد:
شیرکاکائو فان هوتن بنوشید!
هی!
با تو ام آسمان!
بردار کلاهت را!
دارم سان میبینم
شب میآید
شنگول مثل مامای
میاندازد
سنگینی ماتحتش را بر شهر
نه!
این شب سیاهتر از سیاه را
نگاه
درهم نخواهد شکست
اینها را از کجایش درمیآورد این مایاکوفسکی؟
پ.ن. این قطعهها در ادامهی هم نیستند.
پ.ن. ابر شلوارپوش؛ ولادیمیر مایاکوفسکی؛ م.کاشیگر؛ نشر مینا؛۱۳۸۲
پ.ن. سال نو مبارک!
2 زر با یک کلیک!
Posted in زر زر زیادی, tagged لینچ on ژانویه 28, 2008 | بیان دیدگاه »
امان از دیوید لینچ؛ حسابی سر کارم. معلوم نشد بتی خواب دید که دایانه، یا دایان خواب میدید که بتیه. کامیلا ریتا بود، یا ریتا کامیلا. من کیام… اینجا کجاست… بچهرو…
………………………………….
تیم ما خیلی خوب بود، کاملا تیم حریف رو آنالیز کرده بودیم، اونا اصلا حرفی برای گفتن نداشتن. ۴تا توپ آوردن رو دوازه ما، همهاش [...]