خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘زر زر زیادی’ Category

کله‌ات که داغ شد، دستات سرد. فشارت ۱۸. انگشت‌هات بندری زدند هی؛ بی‌اختیار. بالا پریدی پایین، ورج کردی، وورج کردی: – «شاش داری برو، کسی نیست. برق الکی روشنه!» – «صدا قلبت چرا تا اینجا میاد؟» مردک نفهم ایندرال‌ات داد: ریپرس کن به درک! آن‌وقت می‌فهمی بله، باید باشی تا ته ته ته.
Powered by ScribeFire.

Read Full Post »

زمانی فوتبالیستی گفت: “من فوتبال رو از جنگ می‌دونم”. درست می‌گفت. پنهان و آشکار، فوتبال از جنگ است. ورزش از جنگ است. آخرش هم برای خودشان و کشورشان افتخار می‌آفرینند. انگار که تانک غنیمت گرفته‌اند.حاجی به ژنرال‌اش می‌گوید: “گروهبان قندعلی” و جاش را به امپراطور می‌دهد و ژنرال قهرمان می‌شود. گلوی من پاره می‌شود. من [...]

Read Full Post »

به بهانه‌ی هرزه‌نگاری، زندگی‌مان را فیلتر کرده‌اند. فیلم‌اش می‌کنند. «شوک» می‌دهند به‌مان بگمان‌شان؛ بیدارمان ‌کنند از خوابِ غفلت بی‌ناموس‌ها

Read Full Post »

آقای خاتمی! سید اصلاح‌کرده با ریش‌های حنا گذاشته! اگر باز هم می‌خوای مصلحت نظام رو بر خواست ملت (۲۲ میلیون رای) ترجیح بدی، خودم شخصا ترورت می‌کنم!!

Read Full Post »

من بر هر آن‌چه «هست»، نوشته‌ام: «نیست»

Read Full Post »

این اینترنت مثلا پرسرعت که من دارم، بسیار بسیار کم‌سرعته. فیلترش زیاده و وبلاگ خودم رو هم باز نمی‌کنه. فقط چون فایرفاکس دارم، می‌تونم با Scribefire پست بفرستم. ماهی ۱۲ تومن برا ADSl همینه دیگه.

Read Full Post »

برا دربی داور ایرانی می‌زارن. اگر هم گند بزنه، می‌ندازن تقصیر هم دیگه. حالا ببین.

Read Full Post »

بیشترین ارجاع به سوتک، حاصل جستجوی واژه‌ی «اسکینر» در موتورهای جستجو‌ست. عجب!

Read Full Post »

به گذشته که نگاه می‌کنی، مخصوصا به خودت، دل‌ات می‌خواد حسابی بخندی. اما حیف! خنده‌ات نمی‌گیره.

Read Full Post »

۲>۲۰

با یه دست نه تنها دوتا که بیستا هندونه رو هم نمی‌شه برداشت!

Read Full Post »

۲- به لطف آنارام، مهسا، مهشید، مریم، حمیرا، مهران، مژگان، سوده و روزبه – همگی با هم روز تولدم چندین کتاب، هدیه دادندم – «۱۰۱ مسئله‌ی فلسفی» را می‌خوانم و هرچه بیشتر بر « عدم قطعیت » یقین پیدا می‌کنم و پوزخندی می‌زنم بر خودم که بر آنچه قطعی نیست یقین کرده‌ام.
۴- به گمونم یه [...]

Read Full Post »

آه…آقای قلعه‌نویی! تو که تیم‌ات می‌تونه ۵تا و ۶تا بزنه. چرا بعضی وقتا می‌زنه به سرت و از ترس می‌شاشی به شلوارت و تیم‌ات و هوادارت؟ هم جلو کره جنوبی این کارو کردی، هم جلو پرسپولیس.

Read Full Post »

بی‌حوصلگی‌های تابستان امان نمی‌دهد…

Read Full Post »

چه خوب است
زیر داندان تیغه‌ی اعدام
این فریاد:
شیرکاکائو فان هوتن بنوشید!
 
هی!
با تو ام آسمان!
بردار کلاهت را!
دارم سان می‌بینم
 
شب می‌آید
شنگول مثل مامای
می‌اندازد
سنگینی ماتحتش را بر شهر
نه!
این شب سیاهتر از سیاه را
نگاه
درهم نخواهد شکست
 
 
این‌ها را از کجایش درمی‌آورد این مایاکوفسکی؟
 
 
پ.ن. این قطعه‌ها در ادامه‌ی هم نیستند.
پ.ن. ابر شلوارپوش؛ ولادیمیر مایاکوفسکی؛ م.کاشیگر؛ نشر مینا؛۱۳۸۲
پ.ن.  سال نو مبارک!

Read Full Post »

امان از دیوید لینچ؛ حسابی سر کارم. معلوم نشد بتی خواب دید که دایانه، یا دایان خواب می‌دید که بتیه. کامیلا ریتا بود، یا ریتا کامیلا. من کی‌ام… اینجا کجاست… بچه‌رو…
………………………………….
تیم ما خیلی خوب بود، کاملا تیم حریف رو آنالیز کرده بودیم، اونا اصلا حرفی برای گفتن نداشتن. ۴تا توپ آوردن رو دوازه ما، همه‌اش [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »