فوریه 28, 2008 با امیر تیموری
چهار روز است برندگان اسکار رسما اعلام شدهاند، هنوز دارم به این فکر میکنم که چرا برتون را دستکم نامزد نکردند؟ هر چه باشد، از آن تازه کارها که بهتر است. فانتزی را دوست ندارید، چرا سرش را میبرید؟
ارسال شده در سینما | Tagged فانتزی, اسکار, برتون | No Comments »
فوریه 11, 2008 با امیر تیموری
دایرهی انتقادکنندگان از دولت نهم، دائم در حال گسترش است. و این گسترش بیش از هرجا از داخل جبههی اصولگراست. توکلی و قالیباف و لاریجانی کم بودند، رسانهیملی هم اضافه شد.
۱۴۰۴، خواسته یا ناخواسته به سمت انتقاد از دولت نهم و استفادهی نادرستاش از صندوق ذخیرهی ارزی رفت. هرچند مجری برنامه لابلای صحبت میهمانان میپرید و خواهش میکرد که بحث به سمت انتقاد از دولت نهم نرود. اما رفت. حالا بعدها رشیدپور را با اردنگ پرت کنند بیرون، نمیدانم.
کمتر دیده بودم، رسانهی ملی اصولگرا و محافظهکار از اصولگراها انتقاد کند. عادت کرده بودم از انرژی هستهای و حضور میلیونی بگوید و عملکرد شجاعانهی دولت. نمیدانم این تغییر موضع را بگذارم به پای عملکرد دولت یا پیشرو شدن رسانهیملی؛ شاید هم رشیدپور پایاش را از گلیماش درازتر کرد، شاید مهمانان رشیدپور.
ارسال شده در سیاست | Tagged انتقاد, دولت نهم, رسانهی ملی, رشیدپور | 3 Comments »
فوریه 4, 2008 با امیر تیموری
این فرهود آذرسینا هم خوب سوژهای شد برای اهالی وبلاگستان انگار. ۵ روز از ماجرا میگذرد، هنوز اینور آنور، صحبت از ممه و بوسه و آسانسور است. این وسط ها عدهای هم گویا پارانویاشان گل کرد و سریع به خودشان گرفتند و بیناموسی فرهودخان را قیاس از بیآبرویی خودشان!
دوست عزیز! مگر در تمام دنیا منحرف جنسی نیست؟ چه ربطی به ایرانی جماعت دارد؟ گیرم که یک کسی، ممه که میبیند، عنان اختیار از کف میدهد، چه دخلی دارد به ایرانی بودن؟ آمار انحرافات جنسی در ممالک غربی و شرقی، آنقدر خوف(!) هست که تحلیل:« جلوی هر چی رو بگیری، بدتر میشه » نمره نیاورد! در برخی از همین ممالک به اصطلاح پیشرفته و مترقی، انحراف مسلم همجنسگرایی ــ با انرژی هستهای اشتباه نشود ــ خیلی راحت نادیده گرفته میشود ــ اصلا قانونی میشود. و هر روز یک پرستانهي جدید به صورت رسمی، رونمایی میشود. یک کمی خودمان را از این تصورات قالبی رها کنیم، به جایی بر نمیخورد. هرچند؛ برای من، آزادی ــ حتی نوع جنسیاش ــ کلمهی مقدسی است. حالا که سرکوب کردن و آزاد گذاشتن، توفیری نمیکنند، خوب آزادی باشد که بهتر است! :دی
رفتار این فرهود جان بابا، مصداق کامل پرخاش جنسی، تجاوز جنسی، نادیدهگرفتن حریم خصوصی و هزار و یک جرم و عمل غیر اخلاقی و غیرشرعی دیگر هم هست و با هیچ منطقی هم توجیه نمیشود. آن خانم هم اگر دچار ترس مرضی نشود، شانس آورده ــ فکر کن با این تروما، اضطراب پس از سانحه نگیرد! سه ماه که هیچ؛ چند سالی باید برود آب خنک بخورد، بلکه احتمال بروز این رفتار درش کم شود ــ آرای اسکینر هم بدجوری من را فرا گرفته انگار! قبلا ها اینجور نبودم، اومانیست بودم خیر سرم. حالا حیوانیست(!) شدهام.
پ.ن. اسکینر و آزادی؟ باید بگویم که بله! اسکینر و آزادی را هم میشود با هم پذیرفت. این آزادی با آن آزادی توفیر میکند. هر چند آرای اسکینر هم نیاز به تلطیف دارند. رادیکالیسم، از هر نوعاش که باشد… میانه بهتر است خلاصه!
ارسال شده در جامعه, روانشناسی, شخصی | Tagged Phobia, PTSD, فرهود آذرسینا, آزادی, انحراف جنسی, اسکینر, روانشناسی | 12 Comments »
ژانویه 28, 2008 با امیر تیموری
امان از دیوید لینچ؛ حسابی سر کارم. معلوم نشد بتی خواب دید که دایانه، یا دایان خواب میدید که بتیه. کامیلا ریتا بود، یا ریتا کامیلا. من کیام… اینجا کجاست… بچهرو…
………………………………….
تیم ما خیلی خوب بود، کاملا تیم حریف رو آنالیز کرده بودیم، اونا اصلا حرفی برای گفتن نداشتن. ۴تا توپ آوردن رو دوازه ما، همهاش گل شد!!!
ارسال شده در زر زر زیادی | Tagged لینچ | No Comments »
ژانویه 15, 2008 با امیر تیموری
قيصر: اين نظام روزگاره… يعني اين روزگاره دايي. نزني ميزننت!
[ قيصر- مسعود كيميايي ]
ارسال شده در نقل قول | Tagged قیصر, کیمیایی | 6 Comments »
ژانویه 12, 2008 با امیر تیموری
آدرس این سایت را در ضدخاطرات دیدم. یک سری زدم.
آن طور که نرمافزار این سایت میگوید باراک اوباما نزدیکترین و فردتامپسون دورترین کاندیدا به من هستند.

از اوباما: ۸٪ راستتر و ۸٪ سنتیتر ام.
از تامپسون ۴۱٪ چپتر و ۷۳٪ پیشروتر ام.
برای دیدن عکسها در اندازهی بزرگ، روی بندانگشتیهای زیر اشاره کنید



پ.ن معادل فارسی Screenshot را نمیدانم اگر کسی میداند، بگوید؛ ممنون میشوم.
اگر در ایران هم این قابلیت وجود داشت که خودت را با نامزد انتخابات مقایسه کنی چه خوب بود!
ارسال شده در انتخابات, جامعه, سیاست, شخصی | Tagged آمریکا, انتخابات, اوباما, تامپسون | 7 Comments »
ژانویه 7, 2008 با امیر تیموری
دیروز زیر برف، بعد از یک جدل اساسی راجع به تاویل متن، به ذهنام آمد که فیلم مارمولک، چقدر دور پستمدرنیسم، چرخ میخورد. از «برادر تارانتینو» اش گرفته تا به «تعداد آدما راه هست برای رسیدن به خدا».
پ.ن از نظر من تارانتینو ته فیلمساز پست مدرن است. که حتی سیر داستان فیلمهاش هم ساختار مشخصی ندارد.
پ.ن زرزرهای زیادیام دارد زیاد میشود.
ارسال شده در زر زر زیادی, سینما | Tagged مارمولک, تارانتینو, زرزرزیادی, سینما | 1 نظر »